سلام محله ۱۳| معلم، پژوهشگر و مدرسه در مسیر طرح«سلام»

مدرسه مهم‌ترین نهاد محلی است. مدرسه فقط ساختمان آموزشی نیست؛ قلب محله است. "جان دیویی" بیش از یک قرن پیش مدرسه را نسخه کوچک جامعه نامید.

سال‌هاست خدمات اجتماعی را شبیه بسته‌های آماده طراحی کرده‌ایم؛ مسئله در محله شکل می‌گیرد اما راه‌ حل از اداره می‌آید. کارشناسان وارد می‌شوند، فرم‌ها تکمیل می‌شود، خدمتی ارائه می‌شود، پرونده بسته می‌شود؛ چند ماه بعد مجددأ همان مسئله بازمی‌گردد. علت روشن است؛ خدمات را به مردم می‌رسانیم، اما از مردم شروع نمی‌کنیم. رفاه را تحویل می‌دهیم، اما آن را تولید نمی‌کنیم!

امروز در ادبیات جهانی رفاه اجتماعی، یک تغییر پارادایم رخ داده است؛ دولت دیگر«ارائه‌دهنده رفاه»نیست، بلکه «توانمندساز تولید رفاه»است و جامعه تولید کننده اصلی آن محسوب می‌شود. پرسش اساسی اینجاست، جامعه از کجا آغاز می‌شود؟

پاسخ پژوهش‌های توسعه اجتماعی در کشورهای مختلف تقریباً یکسان است، هر نهاد محلی مهم است اما مهم‌ترین آن مدرسه است.

مدرسه فقط ساختمان آموزشی نیست؛ قلب محله است. "جان دیویی" بیش از یک قرن پیش مدرسه را «نسخه کوچک جامعه» نامید.

این جمله امروز معنای تازه‌ای پیدا کرده است؛ اگر زندگی واقعی مردم وارد مدرسه نشود، آموزش بی‌جان می‌شود و اگر مدرسه وارد زندگی مردم نشود، جامعه بی‌پیوند می‌ماند.

مدرسه تنها نهادی است که کودک، خانواده و محله هر روز در آن به هم می‌رسند، پیوندی که هیچ اداره‌ای، هیچ مرکز خدماتی و هیچ رسانه‌ای قادر به جایگزینی آن نیست.

در چنین نگاهی، معلم صرفاً انتقال‌ دهنده دانش نیست، معلم تسهیل‌گر جامعه است. او تنها حرفه‌ای است که همزمان سه ویژگی حیاتی برای تغییر اجتماعی را دارد:اعتماد، ارتباط روزمره و شناخت واقعی خانواده‌ها.

معلم زودتر از هر سامانه‌ای می‌فهمد کدام کودک منزوی شده، کدام خانواده درگیر بحران است و کدام سالمند تنها مانده است. این داده زنده اجتماعی نه در بانک‌های اطلاعاتی یافت می‌شود و نه در گزارش‌های اداری، بلکه در رابطه شکل می‌گیرد.

طرح«سلام» ـ سلامت اجتماعی محله‌محور ـ دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از رابطه نه از پرونده.

در این طرح، مدرسه پس از پایان ساعات آموزشی تعطیل نمی‌شود بلکه با تغییر کارکرد، کلاس درس به کلاس زندگی تبدیل می‌شود؛ گفت‌وگوهای محلی شکل می‌گیرد، آموزش خانواده جریان می‌یابد، مهارت‌آموزی گسترش پیدا می‌کند و خدمات اجتماعی در دل زندگی روزمره مردم قرار می‌گیرد.

محله وارد مدرسه می‌شود و مدرسه وارد محله.

معلم در این فرایند نقش محوری دارد؛ او حلقه اتصال خانواده‌ها، تشکل‌های مردمی، خیرین و دستگاه‌های حمایتی است.

بیرون از مدرسه اعتماد می‌سازد و آگاهی‌ بخشی می‌کند و در درون مدرسه فضا را برای حضور مردم و فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی می‌گشاید.

بدین ترتیب شبکه‌ای از کنشگری اجتماعی معلم‌محور شکل می‌گیرد که در آن آموزش به تربیت اجتماعی پیوند می‌خورد و مدرسه به پایگاه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی تبدیل می‌شود.

در کنار معلم، پژوهشگر نیز ستون دیگر این مسیر است. هر محله اقتضائات فرهنگی، اقتصادی و رفتاری خاص خود را دارد و مداخله یکسان در همه‌ جا کارآمد نیست.

پژوهش محله‌محور امکان شناخت واقعی مسئله را فراهم می‌کند و برنامه را از آرزو به واقعیت نزدیک می‌سازد._ طرح «سلام» بر پیوند دانش و عمل استوار است؛ تجربه اجتماعی بدون فهم علمی فرسوده می‌شود و دانش بدون میدان اجتماعی بی‌اثر می‌ماند.

تجربه‌های جهانی همین مسیر را تأیید می‌کند. در ژاپن «مدارس جامعه‌محور» با حضور شوراهای محلی اداره می‌شوند. در فنلاند، خانواده شریک رسمی تربیت است. در انگلستان مدارس پس از ساعات آموزشی به مراکز خدمات اجتماعی تبدیل شده‌اند و در آمریکا «مدارس اجتماعی» افت تحصیلی و آسیب‌های اجتماعی را کاهش داده‌اند. در همه این تجربه‌ها یک نتیجه مشترک دیده می‌شود: _هرجا مدرسه از نهاد آموزشی صرف به نهاد اجتماعی تبدیل شده، سرمایه اجتماعی افزایش یافته و هزینه‌های مداخلات دولتی کاهش یافته است.

تحول مدرسه برای رسیدن به این نقطه مسیری تدریجی دارد؛ مدرسه‌ای امن برای تجربه و پرسش، مدرسه‌ای مشارکتی با حضور خانواده‌ها و نهادهای محلی و نهادی بی‌دیوار میان جامعه و آموزش؛ به همین دلیل آغاز این مسیر از دوره ابتدایی اهمیت دارد؛ جایی که کودکان هنوز ظرفیت بالایی برای تجربه مشارکت دارند و هویت اجتماعی در حال شکل‌گیری است.

در گام نخست طرح «سلام»، قریب سیصد مدرسه بعنوان کانون‌های فعالیت محله‌محور انتخاب شده‌اند تا هسته‌های اولیه شبکه اجتماعی محله شکل گیرد.

هدف نه افزودن یک برنامه اداری دیگر، بلکه تغییر نقطه شروع خدمات اجتماعی است؛ از اداره به مدرسه، از پرونده به رابطه و از مداخله مقطعی به زیست اجتماعی پایدار.

شاید زمان آن رسیده باشد مدرسه را از «آخرین حلقه آموزش» به «اولین حلقه جامعه» تبدیل کنیم؛ جایی که معلم تسهیل‌گر جامعه است، پژوهشگر فهم اجتماعی را تأمین می‌کند، مردم شریک تربیت می‌شوند و حاکمیت پشتیبان این شبکه می ماند.

رفاه اجتماعی نه با بودجه و بخشنامه، بلکه با اعتماد و مشارکت شکل می‌گیرد و طبیعی‌ترین بستر شکل‌گیری اعتماد، مدرسه است.

کد خبر 168079

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =